دریک بیان کلی، نوع نگاه و نگرش ما به دنیای پیرامون مان متاثر از دوبعد فاعل و مفعولی است بدین معنا که براساس سیستم باور و ارزشی هر شخص ، کفه ترازوی هریک از این دوبعد( فاعل و مفعول) به طرف خودش سنگینی خواهد کرد.طوری که می توان به راحتی قضاوت نمود، آن شخص دارای نگرش فاعلی یا مفعولی است . یا دارای نگرش متعادل – هم فاعلی هم مفعولی - است .براین اساس وبا این پیش فرض ، نگرش را به سه دسته بندی ذیل تقسیم بندی می کنم
1- نگرش حداکثر فاعلی و حداقل مفعولی
در این نوع نگرش توجه صرف ما، فقط به فاعل است . تمام هم و غم ما، احساسات ما ، عواطف ما و باورهای ما ،متوجه فاعل است . اوست که برای ما ملاک و معیار است . مفعول در این بخش کم رنگ است . کم ازش یاد می شود. کفه ترازوی فاعل ،در اینجا براساس باور و هنجار ارزشی ما، به طرف فاعل سنگینی می کند. به عنوان مثال ،نگرش ما درباره خدا (خالق- فاعل) و انسان (مخلوق – مفعول )بیشتر نگرش ما متوجه خالق است .و کم و به انسان (مفعول) و همچنین است نگرش ما در رابطه با معلم و متعلم وصانع و مصنوع ...
2- نگرش حداکثر مفعولی و حداقل فاعلی
در این نوع نگرش توجه ویژه به مفعول است وبه فاعل کم توجه می شود تمام تمرکز احساس و باور و ارزش ما متوجه مفعول است . نثر ما شعر ما همه از مفعول می نویسد. در صحنه نگاه مفعول را بیشتر می نگرد. ملاک نمره گذاری و سیستم ارزشی اش مفعول مداری است . به عنوان مثال، نگرش ما در موضع ( راکب و مرکوب ) بیشتر مرکوب مداری است بیشتر عابران در کنار خیابان به ماشین گرانقیمت (مرکوب- مفعول) در حال حرکت توجه دارند تا به راننده (راکب) و بازبان حسرت می گویند: عجب ماشینی !!!!
ویا در ارتباط با ضارب و مضروب بیشتر نگاهها به (مضروب- مفعول) می شود و در دفاع ازمضروب که دیدی بیچاره چه جور ضرب و شتم شد احساس به زبان آورده می شود وهمدردی نسبت به مضروب بیان می شود و همچنین نگرش ما در ارتباط با ظالم و مظلوم از این مقوله است که طرفدار مظلوم هستیم دیدگاهها و نگرشهایمان درباره اثبا ت مظلومیت مظلوم در برابر ظلم ظالم است
3- نگرش متعادلی فاعل و مفعولی
نگرش متعادل فاعل و مفعولی نسبت به دو نگرش فوق منطقی تر و کا مل تر است زمانی است یک نگاه همسان واقع بینانه به فاعل و مفعول صرف نظر از هر گونه جانبداری با ملاک حقیقت و واقعیت روبرو می شویم و هردورا با یک دید و چشم مینگریم مثل نگرش ( عاشق و معشوق، عابد و معبود ) که در این باره میزان توجه به هردو یکسان است ادبیات ما پر است از احساسات و نگرشهای متعادل که هم از شدت عشق عاشق نسبت به معشوق ومیزان حرارت و گرایشش نسبت به او سخن می گوید و بالعکس از میزان زیبایی و وفاداری و ناز معشوق نسبت به عاشق سخن می رود که از نسبتی برابر برخوردار ند و در رابطه عابد و معبود هم لیاقت و شایستگی و عظمت و کرامت ...... معبود( حضرت حق) سخن به میان آمده و هم از نیاز و نقصان ، طلب و.... عابد(بنده) در طلب معبود
بنابراین در واقعیت ، چه بخواهیم و چه نخواهیم. چه انکار کنیم، چه واقع بین باشیم، این سه نگرش اتفاق می افتد و طرفداران خودرا دارد. البته دونگرش "حداکثر فاعلی و حداکثر مفعولی" در کوتاه مدت موثر ند و دربلند مدت نگرش ما به طرف نگرش" تعادلی فاعل –مفعول" سمت و سوق خواهد نمود هرچه فرد به نگرش متعادلی نزدیک تر باشد نشان دهنده ثبات و کمال شخصیتی اوست در برابر اتفاقاتی که برایمان در صحنه زندگی اتفاق می افتد فاعل و مفعول هردو به یک میزان موثر و دارای وزن و ضریب اهمیتی در وقوع حادثه هستند
در عرصه دنیای مجازی اگر بخواهیم بینش تعادلی را تحلیل کنیم وبلاگ و وبلاگ نویس "هرانک و رشوند"هر دو به یک میزان در عرصه ادبیات اینترنتی کشور موثر هستند .چراکه سیستم بلاگفا با پشتیبانی های فنی و امکانات انتقال مطالب هرانک را به مخاطبان فراهم نموده .واز طرفی توان علمی ، استعداد و مطالعات و محیط اجتماعی.... که رشوند"وبلاگ نویس " در آن رشدو پرورش یافته است . نیز در کیفیت هرانک (وبلاگ)موثر است اما اگر بخواهیم نگرش حداکثرفاعلی ، داشته باشیم. فقط نویسنده"وبلاگ نویس " را تنها عامل موثر می شناسیم و بلعکس اگر نگرش مفعولی را ملاک قراردهیم، فقط امکانات وبلاگ از قبیل طراحی و پشتیبانی فنی آن مهم قلمداد می شود . نویسنده " وب نویس "کنار گذاشته می شود که اگر درست قضاوت کنیم. نگرش تعادلی از استدلال قوی تری نسبت به دونگرش فوق برخوردار است
راستی شما نگرشتان از کدام نوع است ؟
منتظر نظر و یادداشت شما دوستان معرفت اندیش هستم
علی رشوند
+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت
|