تبليغاتX
هرانک
روباه می آید

آل می آید

گربه سیاه پشت در است

بچه   گردو   زیاد نخور

وگرنه

چنگه و کرک دستهایت خون می اندازد

بچه بخواب

وگرنه

پیربابو   همه مارا   می برد

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :

 بچه که بودیم شلوغ کاری که می کردیم پدران ومادران الموتی تحذیر(ترساندن)  را برایمان

می خواندند و ازترس پیر بابو  چنگه و کرک  لحاف پناه گاهمان بود

---------------------------------------------------------------------------------------------------- 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت |
یادم می آید در الموت مردان و زنان وقتی قسم می خورند

قسم هایشان نیز با قسم های سایر نقاط ایران زمین فرق می کند

نمونه های ذیل گواه ادعای من محقق است

به این سوی محمدی قسم

به این آفتاب خسته قسم

به خورشید داغ قسم

به زردی غروب آفتاب قسم

به صبح صادق قسم

به این برکت سوگند (منظور نان است)

به این سوی تجلی قسم

به تاریکی شب سوگند

به این قند (شیرینی ) سوگند

+ نوشته شده توسط علی رشوند در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت |

بارها در محیط خانوادگی  ، دوستان و همکاران  شاهد  قسم خوردن دیگران  بوده و هستیم که معمولا با عبارات  و جملات ذیل  بیان  می شود:

به خدا قسم  منظورم  این نبود

به ولای علی  قسم  من  این کارا نکردم

به  امام رضا خودم شاهد  ماجرا بودم

به فاطمه زهرا قسم  دروغ نمی گم

............................................

قسمی که  با تاکید  تکرار  می شود  و هدف آن  قبولاندن   کارانجام شده یا نشده به طرف مقابل  است این عارضه در جامعه  ما  در تمامی  سطوح  از جمله مدیران  تا کارشناسان  و مردمان عادی  وجود داشته و دارد که می توان  ادعا نمودبه علت تکرار و رواج بیش از حد آن  تا حدی قبح  قسم خوردن  از بین رفته  و یک عادت رفتاری با ثبات  برای  همگان شده است از آنجا که  بستر خیزش چنین رفتاری  محیط  خانوادگی ، دوستان  و همکلاسان می باشد قسم و سوگند نوعی ویژگی  اخلاقی و رفتاری غالب ما ایرانیان  می باشد . که درطی زندگی  روزمره  اتوماتیک وار جلوه گر و نمودار  می شود .

اینکه  چرا افرادی  برای اثبات حقانیت  عمل و عدم انجام عملی  متوسل به قسم و سوگند می شوند ،جای بسی تعمق و تفکر دارد . قسم خوردن  افراد تداعی ا ین نکته است که طرف مخاطب به صداقت کلام و شواهد و مستندات  ما مشکوک است ، استدلال ما جهت متقاعد  نمودن  مخاطب کافی و لازم نبوده است. لذا جهت قبولاندن موضوع  مورد بحث  به قسم و سوگند افراد و اشیا  مقدس طبق سیستم اعتقادی و ارزشی خویش  متوسل می شویم ، تا مخاطب تحت تاثیر سوگند به حقانیت  گفتار و کردار ما پی ببرد و قانع شود .

شواهد حاکی از این است  به میزانی که جامعه دچار دروغ ، تملق ، عدم صداقت و ناراستی می شود قسم در محاورات و گفته ها بیشتر نمود می یابد .درجامعه ای که صداقت گفتار و کردار است  شفافیت عمل است ، حس اعتماد است ، نیازی به پنهان شدن در پشت سپرهای  قسم و سوگند نیست . از لحاظ روانشناسی  سماجت دربیان  قسم و سوگند در غالب اوقات بدبینی  ایجادمی کند. اینکه :

 نکند طرف  دروغ می گوید !

آیا طرف به قداست این افراد ایمان دارد؟

آیا به کفاره سوگندی می خورد آگاه است ؟

پس بیائید "عادت بد  قسم  خوردن مکرر را" با تمرین و ممارست  کنار بگذاریم ، در اثبات آنچه که ادعا می کنیم  شواهد و مدارک را قوی کرده تا برتکیه بر مبانی عقلانی حرف و کلام مارا بپذیرند و آنقدر بر شاسی قسم فشار ندهیم که اجحاف بزرگی  است در حق قسم خوردگان و به شهادت طلبیدن شان  که از لحاظ شرعی نیز ایجاد  اشکال می کند توجه داشته باشیم از منظر شرعی هم  قسم خوردن کفاره دارد لذا بترسیم  از کفاره سوگندهای بی شمارمان 

 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت |
صاحبه ننه   وقتی می خواست گردو بشکند

گونی گردو را از زیر زمین خانه اش  بیرون می کشید

گوشه ایوان  آنهارا با سنگ گرد سیاهی می شکست

یک روز که مشغول  شکستن گردوها  بود  روبه نوه هایش کرد و گفت:

این لامصب ها رو می بینید  ظاهرشان همه گردوست

اما  از هر ده تا   نصف خراب است نصف سالم

یکی پوچ است یکی مغزش زرد است و خراب

یکی رو کلاغ نوک زده  یکی هم اتفاقی مغزش سفیدو سالم

نوه ها این گفته من را آویزه گوشتان کنید

آدمها درست مانند این گردوها هستند

همه در اندام واره  هیکل انسان را دارند

اما اگر باطنشان عیان شود

 بعضی پوچ و توخالی که فقط صدای ترقش (غرورش ) به او هویت داده

بعضی ها اندرون خراب اند همه اش سیاهی است

مثل این مغز گردوهای سیاه که بایستی دورشان ریخت

اما اندکند آنها که سالمند  از سلامتی فکر و ذکر برخوردارند  

سعی کنید درآینده جسم و روح سالمی داشته با شین

+ نوشته شده توسط علی رشوند در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت |

 

تک درخت  که  باشی  ، باز هم  تنها  نیستی ، باز هم عزیز بیابانی

تک درخت که باشی  ، پرندگان    تنهایت،  نخواهند  گذاشت ، بر شاخ وبالت لانه ای  خواهند ساخت .

در حریم امن ساقه هایت زندگی  خواهند کرد

تک درخت که باشی  ، جیزک ها، تنهایت، نخواهند گذاشت ، با جیغ ریز و ممتد شان، سکوت بیابان را

مملو از فریاد خویش ،خواهند کرد .

تک  درخت که باشی  ،هرعابر که گذرش بر بیابان افتد ،از دور دستها، تورا خواهد یافت ، وتنها سایه

خنک  تورا مامن خویش  خواهد کرد

تک درخت که باشی  ،در یاد و خاطره مسافران ، جاودان خواهی ماند. چراکه برخلاف بیشتر درختان

خوش رویش، برطرف   جوی  و رود ، بی نوازش ومهر باغبان ، با اتکاء  به خویش قد بر افراشته ا  ی  

 از سیلی باد و طوفانهای  هولناک نهراسیده ای  

تک درخت که باشی  ، نشانه ای خواهی بود برای  ره گم کردگان  طریق   که با  تو مقصدشان را 

خواهند یافت .

تک درخت که باشی ، یک  بیابان  تماشاگر اندام سبزت   خواهد بود  و حسرت کاشکی بر گستره

خیالش  خواهی نشاند 

تک درخت که باشی ، بازهم تنها نیستی بازهم عزیز بیابانی

تک درخت که باشی ...........................................................

+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت |

یکی از هوادران و طرفداران هرانک با کمک فتو شاپ

تلفیقی از تصویر بنده و قلعه الموت را باهم ساخته

است به نشانه ادای دین  به  الموت وتاریخش

 تصویر بالا ضلع جنوب غربی قلعه حسن صباح

و اطراف قلعه با درختان چنار را نشان می دهد

 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت |
 

             

کتاب  " استاد عشق " خاطرات پرفسور حسابی  از جمله  کتابهای پر تیراژ است.  دلیل استقبال  خوانندگان به خاطر جایگاه علمی   پرفسور حسابی  و موفقیتها و خدمات بی نظیری است که برای اعتلای آبادانی ایران زمین انجام داده است .

 وقتی کتاب را تورق می کنی با انسانی مواجه می شوی  که از همه زندگی  جز رنج و مشکلات  بهر ه ای نداشته است  . و از همان اوان کودکی  در کشور بیروت  بی حمایت  پدر کنسولگر خویش  درکنار مادر ی مهربان  و سختکوش هم  نان آور خانه بوده است هم محصلی با استعداد که با هوش سرشارش  اعجاب همگان را بر می انگیخته است .و سرنوشت  اورا از بیروت به اروپا و آمریکا تا شاگردی اینشتن  می کشاند  و بعد بازگشت به ایران  و جهاد علمی  برای ارتقا و توان علمی ایران آن روز که بی شک اگر خدمات علمی پرفسور حسابی  نبود پیشرفت های امروز ایران هم اتفاق نمی افتاد

نام کتاب " استاد عشق " به حقیقت برازنده  زنده یاد پرفسور حسابی است  چراکه عشق به وطن  عشق به آبادانی این مرزوبوم در سراسر کتاب  نمود وافر دارد. به جرات می توانم بگویم موفقیت استاد در ابعاد علمی  فقط با عشق خالصانه   به ایران  به سرانجام  رسیده است ،کارهایی  که غیرممکن بودنش برهمگان  مبرهن است  در اینجا  به یاد جمله  شاندل می افتم آنجا که مینویسد

 وقتی  عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرود می آورد

خواندن این کتاب را که متد و الگویی  از فردی موفق در سطح  جهانی  است به دوستداران و مخاطبان پیشنهاد می کنم

 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت |

دریک بیان کلی، نوع نگاه و نگرش ما به دنیای پیرامون مان متاثر از دوبعد  فاعل و مفعولی است بدین معنا  که براساس سیستم باور و ارزشی  هر شخص ، کفه ترازوی  هریک از این دوبعد( فاعل و مفعول) به طرف خودش سنگینی خواهد کرد.طوری که می توان به راحتی قضاوت نمود، آن شخص  دارای نگرش فاعلی یا مفعولی است . یا دارای نگرش متعادل – هم فاعلی هم مفعولی - است  .براین اساس وبا این پیش فرض ، نگرش را به سه دسته بندی ذیل تقسیم بندی می کنم 

1-   نگرش  حداکثر فاعلی و حداقل مفعولی  

در این نوع نگرش  توجه  صرف ما، فقط به فاعل   است . تمام هم و غم ما،  احساسات ما ، عواطف ما و باورهای ما  ،متوجه فاعل است . اوست که برای ما ملاک و معیار است . مفعول  در این بخش کم رنگ است . کم ازش یاد می شود.  کفه ترازوی  فاعل ،در اینجا براساس باور و هنجار  ارزشی ما، به طرف فاعل سنگینی می کند. به عنوان  مثال ،نگرش ما درباره  خدا (خالق- فاعل) و انسان (مخلوق – مفعول )بیشتر نگرش ما متوجه  خالق است .و کم و به انسان (مفعول) و همچنین است  نگرش ما در رابطه با  معلم و متعلم  وصانع و مصنوع ... 

2-   نگرش  حداکثر مفعولی  و حداقل فاعلی  

در این  نوع نگرش توجه  ویژه  به مفعول است  وبه  فاعل کم  توجه می شود  تمام  تمرکز احساس و باور  و ارزش  ما متوجه مفعول است . نثر ما  شعر ما  همه از مفعول می نویسد. در صحنه نگاه  مفعول را بیشتر می نگرد.  ملاک نمره گذاری  و سیستم ارزشی اش  مفعول مداری است . به عنوان  مثال، نگرش ما در موضع ( راکب و مرکوب  ) بیشتر مرکوب مداری است  بیشتر  عابران در کنار خیابان به ماشین گرانقیمت (مرکوب- مفعول)  در حال  حرکت  توجه دارند  تا به راننده (راکب) و بازبان حسرت می گویند:  عجب  ماشینی !!!!

 ویا در ارتباط با  ضارب و مضروب بیشتر نگاهها  به (مضروب- مفعول) می شود  و در دفاع ازمضروب  که دیدی بیچاره  چه جور ضرب و شتم شد  احساس به زبان آورده می شود وهمدردی نسبت به مضروب  بیان می شود و همچنین نگرش ما در ارتباط با  ظالم و مظلوم از این مقوله است که طرفدار مظلوم هستیم دیدگاهها و نگرشهایمان درباره اثبا ت مظلومیت مظلوم در برابر ظلم ظالم است  

3-   نگرش  متعادلی فاعل و مفعولی 

نگرش  متعادل فاعل و مفعولی  نسبت به دو نگرش  فوق  منطقی تر و کا مل تر  است  زمانی است یک نگاه همسان واقع بینانه به فاعل و مفعول صرف نظر از هر گونه جانبداری با ملاک حقیقت و واقعیت  روبرو می شویم  و هردورا با یک دید و چشم مینگریم  مثل نگرش ( عاشق و معشوق، عابد و معبود  ) که در این باره  میزان توجه  به هردو یکسان  است ادبیات ما پر است از احساسات و نگرشهای متعادل که هم از شدت  عشق  عاشق نسبت به معشوق ومیزان حرارت و گرایشش  نسبت به او سخن می گوید و  بالعکس  از میزان  زیبایی و  وفاداری و ناز معشوق  نسبت به  عاشق  سخن  می رود که  از نسبتی برابر  برخوردار ند   و در رابطه عابد و معبود هم لیاقت و شایستگی و عظمت و کرامت ...... معبود( حضرت حق) سخن به میان آمده و هم از نیاز و نقصان ، طلب و.... عابد(بنده)  در طلب معبود  

بنابراین  در واقعیت ، چه بخواهیم  و چه نخواهیم.  چه انکار کنیم،  چه واقع بین باشیم، این سه نگرش اتفاق می افتد  و طرفداران  خودرا دارد. البته دونگرش "حداکثر فاعلی  و حداکثر مفعولی" در کوتاه مدت موثر ند و دربلند مدت نگرش ما به طرف نگرش" تعادلی فاعل –مفعول" سمت و سوق خواهد نمود هرچه فرد به نگرش متعادلی  نزدیک تر باشد  نشان دهنده  ثبات و کمال شخصیتی اوست  در برابر اتفاقاتی که برایمان  در صحنه زندگی  اتفاق می افتد  فاعل و مفعول  هردو به یک میزان موثر و دارای وزن و ضریب اهمیتی  در وقوع  حادثه هستند

 در عرصه  دنیای مجازی اگر بخواهیم بینش  تعادلی را  تحلیل کنیم  وبلاگ و وبلاگ نویس "هرانک و  رشوند"هر دو به یک میزان در عرصه ادبیات اینترنتی  کشور  موثر هستند .چراکه سیستم بلاگفا با پشتیبانی های فنی و  امکانات انتقال مطالب هرانک را به مخاطبان فراهم نموده  .واز طرفی  توان علمی  ، استعداد و مطالعات و محیط اجتماعی.... که رشوند"وبلاگ نویس " در آن رشدو پرورش یافته است .  نیز در کیفیت هرانک (وبلاگ)موثر است  اما اگر بخواهیم نگرش حداکثرفاعلی ، داشته باشیم. فقط نویسنده"وبلاگ نویس " را تنها عامل موثر می شناسیم  و بلعکس اگر نگرش مفعولی را ملاک قراردهیم،  فقط امکانات وبلاگ از قبیل طراحی  و پشتیبانی فنی آن مهم  قلمداد می شود  . نویسنده " وب نویس "کنار گذاشته می شود که اگر  درست قضاوت کنیم. نگرش تعادلی از استدلال قوی تری نسبت به دونگرش فوق برخوردار است

راستی شما نگرشتان از کدام نوع است ؟

منتظر نظر و یادداشت  شما دوستان معرفت اندیش هستم

                                                                                                  علی رشوند

+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت |

روستای هرانک - الموت 

در هرانك زندگي چون جوي آب
مه فشاند آسمان را وقت خواب

دل به پيرايه نشيند طرف گل
جمله تصويرش نشيند عمق قاب

------------------------------------------------------------------------------------------

 پسا نوشت

۱- شعر بالا از دوست شاعرم جناب آقای اسماعیل آزادی که همیشه با شعرهای ناب شان مرا درحیرت فرو می برند

 ۲- برای دیدن عکسهای دیگر هرانک اینجا  و اینجا کلیک کنید دوست خوبم جناب اخلاقی نیا به همراه خانواده محترمشان در سفری  به الموت و هرانک داشتند ازمناظر الموت وهرانک عکس گرفتند  که  بابت  زحماتشون سپاسگزارم

 ------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت |